تب شالیزار (تب بیجار)

تب شالیزار یا لپتوسپیروز یک بیماری تبدار عفونی است.این بیماری جزو بیماریهای مشترک بین انسان و حیوان بوده که در مناطق مختلف به عناوین مختلفی مانند تب شالیکاران، تب گل و لای، بیماری ماهیگیران، زردی خونریزی دهنده، تب هفت روزه، تب نیشکر چینان و ...معروف است.


ادامه نوشته

اولین شهید دفاع مقدس در گیلان

شهید تراب پورقلی؛ اولین شهید استان گیلان در دفاع مقدس
شهید تراب پورقلی در تاریخ 9/9/1338 در بخش سنگر رشت دیده به جهان گشود. او مقاطع ابتدایی و راهنمایی را در زادگاه خود و مقطع دبیرستان را در شهر رشت با موفقیت پشت سر گذاشت. دوران جوانی او همزمان بود با اوج مبارزات مردمی علیه رژیم سفاک طاغوت، تراب هم که یکپارچه شور و نشاط بود به سرعت جذب گروههای مردمی شد و همراه با دوستانش علی الخصوص شهید دانا فعالیت های گسترده ای را در سطح منطقه سازمان دهی کرد. روزی در جواب یکی از دوستان که او را از شر کت در این فعالیت ها منع می کرد گفت: « من جانم را در این راه گذاشته ام و از هیچ چیز هراسی ندارم و به فعالیت ها یم ادامه می دهم تا انقلاب پیروز شود. »
ادامه نوشته

اولین شهید انقلاب در رشت

چندین سال دیر رسیده ایم، آنقدر که دیگر پدر شهید در میان ما نیست و برادر بزرگترش هم در گذشته است، مادر شهید نیز اگر چه حاضر است، اما آلزایمر توان یادآوری و مرور خاطرات را از او گرفته....

 
ادامه نوشته

استاندار شهید گیلان

شهید مهندس علی انصاری به روایت همسر
سال 1323 فرزندی در دستان مادری از زنان پاک و مؤمن شهرستان رودسر جای گرفت که نامش را علی نهادند. او دوران کودکی را در زادگاهش سپری کرد و در دوره جوانی برای ادامه تحصیل در دبیرستان نظام رهسپار شهر تهران شد ولی در خرداد ماه سال 1342 از دبیرستان اخراج گردید.

ادامه نوشته

شاعران گیلانی

شهرداران رشت

1- حاج میرزا خلیل رفیع (۱۲۸۶- ۱۳۰۰)*

۲- سرگرد محمود غفاری (۱۳۰۲ - ۱۳۰۳)

۳- سرگرد اسماعیل سهراب زاده (۱۳۰۲ - ۱۳۰۴)

۴- سرگرد موسی شاهقلی (۱۳۰۴ - ۱۳۰۵)

۵- سرگرد محمد غفاری (۱۳۰۵ )

۶- عیسی احتشامی (۱۳۰۵ - ۱۳۰۶)*

۷- نصرالله رضا (کفیل) (۱۳۰۶ - ۱۳۰۷)

۸- رضا افشار (کفیل) (۱۳۰۷ - ۱۳۰۸)

۹- محمد حاتم (۱۳۰۸ - ۱۳۰۹)

۱۰- احمد خجسته (۱۳۱۰)

۱۱- عباس حاتمی (۱۳۱۰ - ۱۳۱۳)

۱۲- اسدالله مجلسی (۱۳۱۳ - ۱۳۱۴)

۱۳- قاسم مقدم (کفیل) (۱۳۱۴ - ۱۳۱۶)

۱۴- دکتر احمد آذر نوش (۱۳۱۶ - ۱۳۱۸)

۱۵- علی اصغر حجازی (۱۳۱۹ - ۱۳۲۱)

۱۶- محمود محمودی (۱۳۲۱ - ۱۳۲۲)

۱۷- یوسف سیمرغ (۱۳۲۲ - ۱۳۲۵)

۱۸- علی حسام (۱۳۲۵)

۱۹- دکتر ابوالفضل عباس زاده (۱۳۲۶ ۱۳۲۸)

۲۰- علیرضا بهزادی (۱۳۲۸ - ۱۳۲۹)

۲۱- مهندس ابراهیم موسویان (۱۳۲۹ - ۱۳۳۰ )

۲۲- محمدعلی دادور (۱۳۳۰ - ۱۳۳۱)

۲۳- جهانگیر سرتیپ پور (۱۳۳۱ - ۱۳۳۳)

۲۴- عبدالحسین فروغی (۱۳۳۳ - ۱۳۳۴)

۲۵- یوسف رئیس سمیعی (۱۳۳۵ - ۱۳۳۶)

۲۶- شمس امیری (۱۳۳۶ - ۱۳۳۸)

۲۷- محمد حسین دهقان (۱۳۳۸)

۲۸- غلامحسین سمیع (۱۳۳۸ - ۱۳۳۹)

۲۹- علیرضا مهرداد (۱۳۳۹)

۳۰- محمدعلی دادور (۱۳۳۹ - ۱۳۴۰)

۳۱- سید مهدی یموت (۱۳۴۰ - ۱۳۴۱)

۳۲- محمدعلی دادور (۱۳۴۱ - ۱۳۴۲)

۳۳- سرلشکر باز نشسته حسین عطاپور (۱۳۴۳)

۳۴- رضا سجادی (۱۳۴۳ - ۱۳۴۴)

۳۵- دکتر قاسم صوفی (۱۳۴۴ - ۱۳۵۰)

۳۶- هادی زاهدی (۱۳۵۰ - ۱۳۵۱)

۳۷- عبدالله شیرخانی (۱۳۵۱ - ۱۳۵۲)

۳۸- ابوالحسن دادور (۱۳۵۲ - ۱۳۵۵)

۳۹هرمز ملکشاهی (۱۳۵۵ - ۱۳۵۶)

۴۰- عبدالله شیرخانی (۱۳۵۶ ۱۳۵۷)

۴۱- مهندس سید حسین موسوی (۱۳۵۷ - ۱۳۵۸)

۴۲- محمدتقی بحرپیما (۱۳۵۸ - ۱۳۵۹)

۴۳- احمد خشوعی (۱۳۵۹ - ۱۳۶۳)

۴۴- احمد رمضان پور نرگسی (۱۳۶۳ - ۱۳۶۵)

۴۵- اسماعیل فلاح (۱۳۶۵ - ۱۳۶۷)

۴۶- صادق خلیلی (۱۳۶۷ - ۱۳۶۸)

۴۷- مهندس هادی الماسی (۱۳۶۸ - ۱۳۷۴)

۴۸- مهندس رحمت حمیدی (۱۳۷۴ - ۱۳۸۰)

۴۹- محمدعلی کارپور (سرپرست) (۱۳۸۰)

۵۰- مهندس مرتضی شگفت (۱۳۸۰ - ۱۳۸۲)

۵۱- رحمان انصاری جوبنی (۱۳۸۲ - ۱۳۸۳)

۵۲- محمد نعمتی (سرپرست) (۱۳۸۳)

۵۳- دکتر اصغر شکرگزار (۱۳۸۳- ۱۳۸۴)

۵۴ - محمد نعمتی (سرپرست) (۱۳۸۴ ۱۳۸۵)

۵۵ - مهندس رضا ساغری (۱۳۸۵- ۱۳۸۶)

۵۶- محمد نعمتی (سرپرست) (۱۳۸۶ ۱۳۸۶)

۵۷- رضا خاکسار (۱۳۸۶ )

۵۸- مهندس محمود فریدونی(۱۳۸۶)

اسامی استانداران گیلان

دوره پهلوی (۱۳۵۷- ۱۳۰۴):

دوره جمهوری اسلامی ایران(۱۳۸۶-۱۳۵۷) :

آشنایی با گیلان


استان گیلان با مساحت 14711 کیلومتر مربع در میان رشته کوههای البرز و تالش در شمال ایران جای گرفته است

این استان به واحد جغرافیایی جنوب دریای خزر تعلق دارد و با استان های اردبیل در غرب،  مازندران در شرق، زنجان در جنوب و کشور استقلال یافته آذربایجان و دریای خزر در شمال هم مرز و همسایه است. رود سفید تمشک که بین چابکسر و رامسر جاری است،‌ آن را از استان مازندران جدا می کند.

بر اساس تقسیمات کشور سال 1375 این استان به مرکزیت رشت، 12شهرستان، 35شهر، 30 بخش، 99 دهستان و 2763 آبادی دارد. شهرستان های استان عبارتند از: آستارا،‌ آستانه اشرفیه، بندر انزلی، رشت، رودبار، رودسر، شفت،‌ صومعه‌سرا، طوالش،‌ فومن، لاهیجان و لنگرود.

تاریخ گیلان با تکیه بر پاره ای اشاره ها و کاوش های باستان شناختی به دورة پیش از آخرین یخبندان (بین 50 تا 150 هزار سال پیش) می‌رسد. با مهاجرت آریایی ها و دیگر اقوام به این سرزمین ، از آمیزش مهاجران و ساکنان بومی منطقه، قوم های جدیدی پدید آمـدند که در این میان دو قوم گیل و دیلم اکثریت داشتند. از همان آغاز، فرمانروایان این قوم از آزادی کامل برخوردار بوده اند و هیچ گاه در برابر بیگانگان و یا در مقابل حکام دیگر ، تسلیم نشده‌اند و حتی به اطاعت دولت ماد در نیامده‌اند.

در قـرن ششم پیش از میلاد ،‌ گیلانیان با کوروش هخامنشی متحد شدند و دولت ماد را سرنگون کردند. در زمان ساسانیان، گیلان استقلال خود را از دسـت داد و اردشیر بابکان به یاری ارتشی مرکب از 300 هزار مرد جنگی و نزدیک به 10هزار سواره گیلان را تسخیر کرد.

پس از پیروزی عرب های مسلمان بر ایرانیان،‌ گیلان به مأمن علویان تبدیل شد . در حدود سال 290 هجری قمری ، مردم گیلان و دیلم کم کم به مذهب علویان روی آوردند و در گسترش آن نیز کوشش بسیار کردند. سلسلة دیلمیان در دوران فرمانروایی خود به بغداد لشگر کشیدند و خلیفة عباسی را شکست دادند . مغولان در زمان اولجایتو موفق شدند برای مدت کوتاهی این سرزمین را تصرف کنند. گیلانیان در به قدرت رسیدن صفویان نقش مهمی را ایفا کردند.

در زمان سلطنت شاه عباس اول ،‌ گیلان استقلال خود را از دست داد. در سال 1071هجری قمری ، قوای روسیه به دستور پتر کبیر به گیلان حمله برد و رشت را تا سال 1145 هجری قمری در اشغال خود نگه داشت .   گیلک ها در پیروزی انقلاب مشروطیت نیز سهمی عمده داشتند . آنها در سال 1287هجری قمری تهران را فتح کردند. نقش مردم گیلان در نهضت میرزا کوچک خان جنگلی نیز از نمونه های درخشان تاریخ این سرزمین است.

شهرستان رشت

شهر رشت در دوره پیش از اسلام و دست کم در دورة ساسانیان وجود داشته است .در زمانی که حکومت ساسانی رو به فروپاشی می رفت، حکمرانی مستقل این دیار را گیلان‌شاه می‌نامیدند. پس از غلبه مسلمانان بر ایران، اولین بار که نامی از رشت به میان آمد،‌ سال شصت و یک هجری قمری بود. در زمان صفویه به ویژه در دورة‌ شاه اسماعیل صفوی ، سرزمین گیلان به دو بخش :‌ بیه پس به مرکزیت رشت و بیه پیش به مرکزیت لاهیجان تقسیم می شد.

حکومت بیه پیش از 943 هجری قمری به خان احمد گیلانی رسید و شاه طهماسب اول صفوی، حکومت بیه پس را نیز به او سپرد.سرانجام شاه عباس اول صفوی گیلان را تسخیر کرد. در سال 1045هجری قمری ، شهر رشت به دست استپان رازین روسی غارت شد. در سال 1722 میلادی نیز سپاهیان پتر کبیر ، رشت را تسخیر کردند. سپس روس های بلشویک در جریان تعقیب هواداران تزار رشت را به تصرف خود درآوردند.

رشت در طول تاریخ خود ، وقایع اسف انگیز فراوانی را از سر گذرانده است . در زمستان 1246 هجری قمری، طاعون شدید در گیلان شایع شد و در حدود شش هزار نفر را از پای درآورد. 56 سال بعد، شهر به آتش کشیده شد و خسارات فراوان دید . در سال 1316 هجری قمری در رشت شورش نسبتاً دامنه داری علیه قانون خراج راهداری کارگزاران روس که از ساکنان دهستان ها دریافت می کردند، به وقوع پیوست . به هنگام جنگ جهانی اول شهر رشت در معرض تاخت و تاز سپاهیان روس و بعد نیروهای انگلیسی و شورشیان محلی قرار گرفت و خرابی بسیار در آن به بار آورد. در سال 1920 میلادی ارتش سرخ باکو را تصرف کرد و وارد بندر انزلی شد.

این کار موجب شد که حکومتی ضد انگلیسی به ریاست میرزا کوچک خان در رشت تشکیل شود. انگلیسی ها رشت را تخلیه کردند و با آتش زدن انبارهای خود و انهدام پل سفید رود ، رهسپار بغداد شدند . قوایی از تهران عازم سرکوبی انقلابیون شد . به موجب قرارداد 1339 هجری قمری ( 1921 میلادی ) که بین دولت‌های ایران و اتحاد جماهیر شوروی منعقد شد ، گیلان و رشت از نیروهای روسی تخلیه شد.

امروزه شهرستان رشت به عنوان مرکز راههای بازرگانی گیلان و بازار تجارت و واردات و صادرات مطرح است و به عنوان مرکز استان امکانات جهانگردی فراوانی دارد.

مراکز دیدنی و تاریخی

  • آرامگاه میرزاکوچک خان
  • مدرسه شاپور‌‌ رشت
  • آرامگاه میرنظام الدین
  • آرامگاه دکترحشمت
  • کاروانسرای لات
  • چشمه آب شورلاکان
  • چشمه چشماگل سه‌شنبه
  • مسجدصفی 
  • مسجدجامع جور
  • بقعه آکاشا
  • بقعه آقاسیددانیال
  • بقعه خواهرامام

شهرستان آستانه اشرفیه

آستانه اشرفیه یکی از مراکز مهم مذهبی و زیارتی گیلان است. وجود مقبره حضرت سید جلال الدین در این شهر ، اهمیت آن را دو چندان کرده است. این شهر در گذشته کوچان نامیده می شد.

جلال الدین اشرف (ع) فرزند امام موسی کاظم (ع) در قرن چهارم هجری قمری به این شهر نقل مکان کرده، ولی در هیچ منبعی از آن ذکری به میان نیامده است . در حال حاضر ، آستانه اشرفیه یکی از شهرستان های پر اهمیت مذهبی ، زیارتی و کشاورزی گیلان است.

مراکز دیدنی و تاریخی

  • آرامگاه دکترمعین
  • آرامگاه آپیرجنگلی
  • آرامگاه آقاسیدمحمد
  • بقعه شیدجلال الدین اشرف

 

شهرستان بندر انزلی

قدیمی ترین زمانی که در متون تاریخی از انزلی یاد شده ، سال 863 هجری قمری است که در آن زمان یک دهکده کوچک بوده است . از اوایل دورة‌ صفویه، این ناحیه مورد توجه انگلیسی‌ها، روس ها و دولت مرکزی ایران که پایتخت آن قزوین بود، قرار گرفت. انگلیسی ها درتجارت ابریشم گیلان با دایر کردن شرکت تجارتی در مسکو ، راه رشت - بندرانزلی - بادکوبه به اروپا را رونق بخشیدند و انزلی به عنوان دروازه اروپا معروف شد.

با روی کار آمدن پهلوی اول و توجه وی به بندر انزلی ، این بندر بازسازی و اسکله های جدیدی در انزلی و غازیان ساخته شد و اداره بندر و کشتیرانی مجهز گشت. در حال حاضر بندر انزلی یکی از زیباترین شهرهای گیلان و مجهزترین بندر کرانه های دریای خزر است که سالانه هزارن تن کالا توسط کشتی، از آن خارج و یا به آن وارد می شود.

مراکز دیدنی و تاریخی

  • کاخ میان پشته
  • عمارت معتمدی
  • عمارت گمرک
  • عمارت شهرداری
  • بقعه بی بی حوریه
  • تالاب انزلی

 

شهرستان تالش

تالش و تالیش را به عربی طبلستان می گویند. هشتپر مرکز این شهرستان وسیع است که در گذشته سفارود و پس از آن ، کرگان رود نام داشت. تا زمان افشاریه، بخش جنوبی شهرستان تالش تابع حکومت لسگر بـود و بـخش میـانی آن تـا آستـارا تحـت فـرمان حـکومـت نـاو و طول قرار داشت و بخش شمالی آن را گشتاسفی یا گشتاسبی می‌خواندند و مرکز حکومتی آن لنکران بود.

پس از انعقاد قرارداد عهد نامه گلستان و ترکمنچای، تالش گشتاسبی از پیکر ایران جدا شد و سپس تالش اسپهبد و تالش کسگر که عمدتاً تحت سلطة خوانین نمین اردبیل بود، دو قسمت شد. قسمت شمالی آن در محدودة شهرستان آستارا، تا سال 1342  تابع اردبیل باقی ماند و قسمت جنوبی آن به پنج خان نشین به نامهای کرگانرود، اسالم، تالش،‌ دولاب (رضوان شهر )، شاندرمن و ماسال تقسیم و خمسة‌ طوالش نامیده شد. تالش در یک منطقة زیبای جنگلی قرار دارد و مرکز آن شهر هشتپر است.

 

مراکز دیدنی و تاریخی

  • کاخ ضرغام السلطنه
  • آرامگاه سیدشرفشاه

شهرستان رودسر در زمان های قدیم به بخشی از  رانکوه در شرقی ترین ناحیه گیلان تعلق داشت. این منطقه از شمال به دریای خزر ، از جنوب به رودبار (عمارلو) و از غرب به دیلمان و لاهیجان محدود می شد. قدیمی‌ترین نام رودسر کوتم است که شهر کوچکی در رانکوه بوده است.

پس از آن ، این شهرستان هوسم نام گرفت و آنچنان که در متون تاریخی آمده است، در سال 375 ه . ق بازاری نیکو و مسجد جامع بزرگی داشته است. بعدها این شهر به دلایل نامعلومی رو به خرابی نهاد و در اواخر قرن نهم ه.ق به رودسر (شهری که میان دو رود واقع است ) تغییر نام داد . رودسر امروزی یکی از شهرهای بسیار زیبای استان گیلان است.

 

مراکز دیدنی و تاریخی

 

شهرستان رودبار

با آنکه پیشینة تمدن رودبار و نواحی پیرامون آن ، به دو هزار سال پیش از میلاد مسیح می رسد، در متون تاریخی کمتر به نام این شهر اشاره شده است. پس از اسلام طوایفی از شام و حلب به رودبار مهاجرت کردند و در آن ساکن شدند. بعدها، در زمان نادرشاه افشار، گروهی از کردهای قوچان و نواحی شمال خراسان نیز ناگزیر به سکونت در این شهر شدند. رودبار مرتفع ترین منطقة استان گیلان و منطقه ای کوهستانی می‌باشد.

این شهر را می‌توان دروازة ورودی گیلان از طریق مرکز کشور دانست. کوههای بسیار زیبای این ناحیه، به صورت رشته های موازی با دره های جالب توجه فضای طبیعی دلنشینی را پدید آورده اند. زلزله 31 خرداد1369 این شهر را ویران کرد. امروزه ، علیرغم بازسازی های فراوان، هنوز رونق پیشین را باز نیافته است.

 

مراکز دیدینی و تاریخی

  • آرامگاه آقاسیدمحمودمرندی
  • بقعه امامزاده محمدحنیفه
  • چشمه آب معدنی سنگرود
  • چشمه آب گرم ماستخور
  • محوطه باستانی مارلیک
  • روستای هرزویل
  • پل تاریخی لوشان

 

شهرستان شفت

شفت از نواحی بسیار قدیمی با پیشینة تمدنی کهن در گیلان به شمار می آید که در متون مختلف تاریخی، بارها از آن نام برده شده است. مرکز شفت،‌ گوراب شفت خوانده می‌شد که در نزدیکی روستای نصیرمحله امروزی قرار داشت و آثاری از آن بجای مانده است. از مراکز دیدنی این شهرستان به قلعه رودخان شفت می‌توان اشاره کرد.

 

شهرستان فومن

فومن در دوران اسلامی به عنوان مرکز بخش بیه پس ( بخش غربی گیلان ) شناخته می شد. فرمانراوایان این منطقه را عمدتاً از خانواده آل اسحاق می دانند که نسب خود را به خاندان های باستانی ایران از جمله به اشکانیان می رسانیدند. در زمان امیر دیباج ، فومن به تصرف مغولان درآمد.

پـس از قـدرت یـافتن دودمان صفوی و تصمیم شاه عباس به برچیدن حکومت های محلی، خان احمد (آخرین فرمانروای لاهیجان از دودمان آل کیا) و محمد امین‌خان آخرین فرمانروای فومن از دودمان آل اسحاق نیز از سپاه قزلباش شکست خوردند و سرتا سر گیلان زیر فرمان حکومت صفویه درآمد.

قیام جنگلی ها از تولم آغاز شد و فومن ، پناهگاه مهم میهن پرستان و آزادی خواهان شد. در حال حاضر، شهرستان فومن از مناطق زیبا و آباد استان گیلان است که ارزش های بسیار جالب گردشگری دارد.

 

مراکز دیدنی و تاریخی

  • بقعه عون بن علی
  • چشمه آب معدنی رمرمه
  • چشمه آب معدنی علی زاخوانی

 

شهرستان لاهیجان

بنای شهر لاهیجان به لاهیج ابن سام ابن نوح نسبت داده می شود. این شهر، در گذشته دارالاماره یا دارالامان و سپس لاهیجان المبارک خوانده می شد. لاهیجان در سال 705 ه.ق به دست اولجایتو فتح شد و امیر تیمور به آن لشکر کشید. پس از تیمور، سید امیر بیک و اعقاب وی - از سادات کیانی - بر شهر لاهیجان حکومت کردند. پس از سقوط حکمرانان کیانی، حاکمان صفوی در این شهر حکومت کردند.

از حوادث ناگوار و مهم در تاریخ لاهیجان، طاعون در سال 703 ه.ق ، آتش سوزی سال850 ه.ق لاهیجان و اسعال آن توسط روس ها در سال 1725 میلادی است. در سال 1230 ه.ق لاهیجان دچار زلزله شد و در سال 1246، بار دیگر طاعون در آ ن کشتار کرد. لاهیجان یکی از مراکز اصلی جنبش جنگلی ها بود. در حال حاضر لاهیجان یکی از شهرهای زیبای استان با امکانات فراوان جهانگردی است.

 

مراکز دیدنی و تاریخی

  • بقعه چهارپادشاهان
  • آرامگاه باباولی
  • آرامگاه سیدعلی غزنوی
  • آرامگاه امامزاده میرشمس الدین
  • تالاب امیرکلایه
  • خانه قدیمی محمدصادقی
  • آرامگاه شیخ زاهد گیلانی
  • آرامگاه میرشمس الدین لاهیجی
  • آرامگاه کاشف السلطنه
  • پل خشتی لاهیجان
  • پل خشتی تجن گوله
  • پل خشتی نیاکو
  • تی تی کاروانسرا

شهر لنگرود

نام لنگرود برای نخستین بار در سال 512 ه . ق در متون تاریخی ذکر شده است . این سال مصادف با مرگ سلطان محمد پسر ملک شاه آلب ارسلان است. در دوره صفویان، خصوصاً در دوره سلطنت شاه عباس اول، شهر لنگرود مرکز حوادث مهمی بوده است. فرار احمد خان حاکم لاهیجان از لنگرود و دستگیری اعضای خانواده وی توسط کیا فریدون حاکم گیلان و تحویل آنها به شاه عباس ، از جمله رویدادهای مهم این دوره شهر است.

نادر برای سرکوب تاتارهای شرق مازندران و توسعه تجارت و دستیابی به دریا، لنگرود را برای ایجاد پایگاه دریایی و کارخانه کشتی سازی انتخاب کرد و در توسعه آن کوشید . در زمان قاجار نیز لنگرود مورد توجه قرار گرفت. این شهر ، امروزه یکی از مناطق مهم استان گیلان است و در میان شهرهای شرق گیلان از موقعیت جالب توجهی برخوردار است.

 

مراکز دیدنی و تاریخی

 

شهرستان آستارا

آستارا، شهری کوچک در ساحل غربی دریای خزر و در شمالی‌ترین نقطه استان گیلان و آخرین نقطه مرزی ایران و جمهوری آذربایجان است. آستارا از شرق به دریای خزر، از شمال به آستارای جمهوری آذربایجان، از غرب به شهرستان اردبیل و از جنوب به منطقه تالش نشین گرگان محدود است. رود آستارا که از کنار راه شوسه آستارا - اردبیل می‌گذرد، آستارای ایران را از آستارای جمهوری آذربایجان جدا می سازد در منطقه آستارا علاوه بر زبان ترکی آذربایجانی زبان تالشی‌ نیز رایج است ولی در اثر مهاجرت‌های زیاد از اهمیت آن کاسته شده‌است. آستارا یکی از زیباترین شهرهای شمال استان گیلان است.

 

آستارا به موجب قانون تقسیمات کشوری سال ۱۳۱۶ش. بخش شهرستان اردبیل بود، در مهرماه سال ۱۳۳۷ش. تابع آذربایجان شرقی شد و از خرداد سال ۱۳۳۹ش. جزو استان گیلان گردید. جمعیت آن بر اساس سرشماری سال   ۱۳۵۵ش، ۳۵۹۴۵ نفر بوده و طبق برآورد سال ۱۳۶۳ش. به   ۴۳۸۶۴ نفر رسیده و در حال حاظر نزدیک به ۱۰۰۰۰۰ نفر می‌باشد.

این شهرستان شامل دشت و کوهستان است و هوای دشت در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان ملایم و هوای کو هستان در تابستان معتدل و در زمستان سرد است. محصولات آن غلات، حبوبات، برنج و فر آورد ه‌های دامی است. از اماکن تاریخی شهرستان آستارا می‌توان به بقعه شیخ تاج الدین محمود خیوی در لمبر محله آستارا، قلعه شیندان، قبرستان قدیمی ونه بین که در بالای دهکده توریستی حیران بر سر راه فرعی نمین واقع است، قبرستان قدیمی دهکده گنج کشی از آبادیهای نزدیک حیران، بقعه پیر قطب الدین نزدیک د هکده باغچه سرا، بقعه سیدابراهیم و سیدقاسم که گفته می‌شود پسران امام موسی کاظم در د هکده کان رود اشاره کرد

دربارهٔ نام این شهر گفته شده که در آغاز آهسته‌رو بوده زیرا کاروانان و مسافران زمانی‌که به این منطقه مردابی ساحلی می‌رسیدند ناچار به حرکت آهسته‌تر می‌شدند. همان نام اوسته رو یا هوسته رو تالشی به مرور تبدیل به آستارا شده‌است. (در این مورد نگاه کنید به کتاب بستان‌السیاحه). برخی این نام را برگرفته از ریشه استردن یا ستردن بمعنای گرفتن حق العبور یا باج دانسته‌اند که با توجه به دور افتاده بودن منطقه در سالیان گذشته منطقی بنظر می‌رسد.

مراکز دیدنی و تاریخی

  • آبشار لاتون (بارزاو)
  • آبگرم علی داشی
  • آبگرم کوته کومه
  • آسیو شوان (آسیاب آبی)
  • امامزاده ابراهیم وقاسم
  • باغ ملی
  • بقعه پیر قطب الدین
  • بقعه سید محمد دوست
  • بقعه‌ی شیخ تاج الدین محمود خیوی
  • دوستاق خانه (خانه دیو یا زندان)
  • ساحل صدف
  • طرق مظفری
  • قلعه شیندان [آشنایی با قلعه‌های ایران]
  • قلعه ی تک آغاج
  • منطقه حیران
  • پارک حیاط وحش لوندوی
  • بهشت کاکتوس‌ها
  • باغ پرندگان آستارا

طبیعت در گیلان

 

پرونده:Kharboo 015.jpgپرونده:Kharboo 026.jpg

پرونده:Khalifeh Mahalleh Kandooj.jpg

 پرونده:Shah Moallem 043.jpg

 پرونده:Shah Moallem 041.jpg

 پرونده:Shah Moallem 033.jpg

 پرونده:Dahra 101.jpg

 پرونده:Dahra 106.jpg

پرونده:Dahra 102.jpg

پرونده:AliAfzali1985 Khazar 4.jpg

پرونده:Ghoroob e Anzali 2.JPG

پرونده:Kharboo 001.jpg

پرونده:Lahijan.JPG

 پرونده:OrangeBloss wb.jpg

 پرونده:Manjil.jpg

 پرونده:Gilan-jungle01.jpg

  

زبان در گیلان

زبان گفتاری بیشینهٔ مردم گیلان، گیلکی است و حدود سه میلیون نفر، متکلم دارد. نواحی باختری و شمال باختری گیلان، تالشی‌ زبان است و از زبانهای دیگری که تکلم می‌شود، می‌توان که به کردی اشاره نمود. همچنین، در برخی نواحی، مانند آستارا و منجیل، از زبان ترکی آذربایجانی استفاده می‌شود. علاوه بر زبانهای مذکور، در این استان، گویشورانی به زبان کولی‌ها نیز وجود دارند..هچنین کرمانجی که از گویش‌های کردی‌ست در فاراب و کرمانج عمارلو به ان گفت‌وگو می‌شود

گیلکی

نوشتار اصلی: زبان گیلکی


حدود سه میلیون نفر در گیلان گیلکی را به عنوان زبان اول یا دوم گپ می‌زنند. گیلکی دارای دو گویش عمده خاوری و باختری است که سفیدرود مرز بین متکلمان این دو گویش است گیلکی از نظر زبان‌شناسی، به شاخه شمال غربی زبان‌های ایرانی تعلق دارد. در میان اشعار گویندگان بعد از اسلام به آثاری برمی‌خوریم که به گیلکی کنونی نزدیک است. هم‌چنین در گذشته کسانی را که ترانه‌های گیلکی می‌خواندند پهلوی‌خوان می‌نامیدند

۱. گیلکی خود سه گونهٔ عمده دارد. الف. گونهٔ گیلکی شرق گیلان (بیه‌پیش) در منطقه‌ای محدود از شمال به دریای خزر، از جنوب به بلندی‌های سیاهکل، از غرب به آستانه اشرفیه و حسن‌کیاده تا مرزهای کوچصفهان و از شرق به لنگرود و رودسر که به تدریج به گویش مازندرانی می‌آمیزد. ب. گونهٔ گیلکی رشت (بیه‌پس) که در رشت، خمام، بندر پهلوی، فومن و شفت به آن سخن می‌گویند. ج. گونهٔ گالشی. گونهٔ دیگری از گونه‌های گیلکی است که مردم نواحی کوهستانی شرق گیلان و غرب مازندران، به آن سخن می‌گویند.[۲۸] در استان گیلان انتشارات و رسانه‌های جمعی متعددی به گیلکی وجود دارد. از نظر دستور زبان تفاوتهای زیادی بین گیلکی و فارسی استاندارد وجود دارد مانند نحوه قرار گرفتن موصوف و صفت که در گیلکی بر خلاف فارسی صفت پیش از موصوف قرار می‌گیرد.[۲۵]

 
رودباری، تالشی و تاتی
گویش تاتی، در گیلان، مشابه تاتهای طارم علیا در شمال استان زنجان می‌باشد. گویش تالشی نیز، خود به سه گروه شمالی، مرکزی و جنوبی تقسیم می‌شود که نوع جنوبی آن به تاتی نزدیک تر است. تاتی و تالشی، با همدیگر، به خانواده بزرگ تری از زبانها بنام زبانهای تاتی تبار (تاتیک) تعلق دارند. رودباری نیز، احتمالاً که نوعی زبان تاتی تبار می‌باشد که ساختاری گیلکی یافته‌است

اکثر اهالی مناطق مذکور (منجمله رودبار الموت، رودبار قصران، طالقان، بومیان کرج، کوههای سمنان، ساوجبلاغ...) زبان را «تاتی» می شناسند و از دیدگاه علمی نزدیک ترین به تالشی است و بر پایه شواهد همان زبان آذری که با توجه به گویش گاه های آن همان زبان مادی یا دست کم شاخه اصلی آن است

هنر در گیلان

موسیقی

شعر و موسیقی از دیرباز با فرهنگ گیلانیان عجین بود تا جایی که در اکثر مراسم سنتی مانند مراسم عروسی (عروس بران، حنابندان و...)، مراسم پیشواز نوروزی (عروس گوله، نوروزی خوانی، آینه تکم و...) مراسم کشاورزی(نشاء، وجین و...) ترانه‌های خاصی خوانده می‌شد. به روایتی دیگر می‌توان اینگونه بیان کرد که به دلیل طبیعت بکر و زیبای گیلان، مردمان این سرزمین از روحیه‌ای حساس و هنرمندانه برخوردار بودند و به مدد این هنر زندگی سخت خود را به شیرینی می‌گذراندند.[۲۳]

نوروزخوانی

یک هفته مانده به شب عید، چند نفر شب هنگام فانوس به دست می‌گرفتند و دو چوب برداشته به هم می‌کوبیدند و به حیاط خانه مردم می‌رفتند. به در هر خانه‏ای که می‌رسیدند اجازة نوروزخوانی می‌گرفتند.نوروزی خوان‌ها نیز اشعاری را در مدح ائمۀ اطهار(ع) می‌خواندند، بعد از آن صاحب خانه هدیه‌ای مثل پول، برنج یا تخم مرغ به آنها می‌داد. آنگاه نوروزی خوان‌ها از حیاط خانه به خانة بعدی می‌رفتند و این کار در تمام محل اجرا می‏شد. نوروزی خوان‌ها معمولاً بعد از اجرای مراسم به صاحب‌خانه، یک شاخه شمشاد به عنوان نماد سبزی و نیک‌بختی، هدیه می‌دادند و اگر صاحب‌خانه در خانه حضور نداشت، شاخة شمشاد را بریکی از ستون‌های ایوان خانه نصب می‌کردند. [۲۴]

تئاتر

اولین تئاتر به شکل کلاسیک و در سالن در شهر رشت شروع به کار کرد.

اکبر رادی پدر نمایشنامه نویسی ایران در شهر رشت متولد شد و تا سن ده سالگی در گیلان زندگی کرد. حال و هوای طبیعت شمال، زندگی ارباب و رعیتی و طبع شاعرانه گیل مردان و گیل زنان در آثار او جریان دارد. از جمله معروفترین آثار او می توان به پلکان، هاملت با سالاد فصل و لبخند با شکوه آقای گیل اشاره کرد.[نیازمند منبع]

سینما

ابراهیم مرادی نخستین فیلم‌ساز ایرانی، در سال ۱۲۷۸ خورشیدی در بندر انزلی در گیلان متولد شد. مرادی در سال ۱۳۰۹ کار فیلم‌برداری برای ساخت فیلم بلندی که بعدها «انتقام برادر» یا «روح و جسم» نام گرفت را در انزلی، آغاز کرد. ویژگی مهم این فیلم ساخت مستقل آن از جریان جاری سینمای آن زمان ایران است که در تهران و هند متمرکز بود. مرادی ساخت و فیلم‌برداری این فیلم را هم‌زمان با فیلم‌برداری «آبی و رابی» توسط رابی اوگانیانس، آغاز کرد. اما از آن‌جا که سینما در ایران هنری ناشناخته بود، هیچ کس حاضر به کمک مالی به او نشد و او نتوانست در آن سال بیش از هفتصد متر آن را بگیرد. چون روند تولید فیلم به شکلی نسبتاً کامل تا سال ۱۳۱۰ طول کشید، فیلم «انتقام برادر» سومین فیلم داستانی ایرانی است که در تهران به نمایش درآمد و از آن‌جا که تاریخ نویسان سینما زمان نمایش یک فیلم را در پایتخت ملاک داوری تاریخی خود قرار می‌دهند، نوشته‌اند مرادی سومین فیلم بلند سینمایی ایران را ساخته‌است که نادرست است. نخستین لوکیشن (محل فیلمبرداری) در تاریخ سینمای ایران هم با این حساب در گیلان خواهد بود. همچنین نخستین بازیگران زن تاریخ سینمای ایران، خانم‌ها لیدا ماطاوسیان و ژاسمن ژوزف، از ارامنهٔ ساکن بندر انزلی، نخستین زنانی هستند که در یک فیلم ایرانی نقش آفرینی کرده‌اند. در آن سال‌ها، خانم‌های ارمنی برخلاف خانم‌های مسلمان حق داشتند که بدون حجاب و با کلاه‌های جور واجور در خیابان‌ها ظاهر شوند و به همین دلیل حضور آن‌ها در نمایش‌نامه‌های مختلف و نیز در فیلم‌ها سر و صدایی به وجود نمی‌آورد. مرادی یا توجه به آشنایی‌اش با تئاتر از این موضوع در آن زمان استفاده کرده بود.

موزه ها در گیلان

موزه میراث روستایی گیلان

موزه‌ی میراث روستایی گیلان در زمینی به مساحت حدود 263 هکتار، در پارک جنگلی سراوان، واقع در کیلومتر 18 جادۀ رشت- تهران در دست اجراست. فکر تأسیس موزه، پس از زمین لرزه‌ی خرداد1369 گیلان که روند تخریب بناهای سنتی را شدت بخشید، شکل گرفت. اما فاز مطالعات مقدماتی آن، از اوایل سال 1381 آغاز شد. ابتدا، مطالعات گسترده جهت مکان‌یابی مناسب برای اجرای پروژه انجام شد. پس از بررسی‌های فراوان، پارک جنگلی سراوان، به علت دارا بودن توپوگرافی مناسب و مشابه گیلان، دسترسی آسان و وجود تأسیسات زیربنایی مناسب به عنوان محل اجرای پروژه انتخاب شد. در همان زمان، آموزش نیروهای مورد نیاز انجام گرفت. بخش معماری این موزه، مجموعه‌ای است که قدمت بناهای آن به طور متوسط به 150 سال می‌رسد. هدف موزه‌ی میراث روستایی گیلان، تنها انتقال بناهای روستایی نیست، بلکه حفظ فرهنگ بومی، فن ساخت و دانش نانوشته‌ای است که در روستاهای گیلان وجود داشته است. در این مجموعه، علاوه بر معماری روستایی مناطق مختلف استان، سایر عناصر فرهنگی مربوط به ابزارهای زندگی و کار، خوراک، پوشاک و ... هم به نمایش درخواهد آمد. در طراحی سایت، محل‌های جداگانه برای رستوران‌ها، چای‌خانه‌ها، بازارها، مساجد، مزارع و باغ‌های چای، شالیزار، کارگاه‌های آموزش و تولید صنایع‌دستی، نظیر گمج‌سازی و سفالگری، مرواربافی، رشتی‌دوزی و ...، محوطه‌ی بازی‌ها و نمایش‌های سنتی برای برگزاری کشتی‌گیله‌مردی، ورزاجنگ، لافندبازی و ...، مراکز تحقیقات کشاورزی و دامپروری، پژوهشگاه معماری و مردم‌شناسی، پارک کودک، باغ‌های پرورش گیاهان دارویی و درختان بومی، اردوگاه تفریحی، معماری چوب ملل و دو مجموعه‌ی مهمان‌پذیر با الهام از معماری روستایی به ظرفیت 150 واحد 3 تا 5 نفره، در نظر گرفته شده است.اساس کار جهت انتقال بناها به این ترتیب است که، ابتدا، گروهی از کارشناسان جهت شناسایی بناها به روستاها اعزام می‌شوند، تا همه‌ی گونه‌های معماری حوزه‌های یاد شده در موزه، دوباره‌چینی شوند. بناهای دارای ارزش برای انتقال به موزه‌ شناسایی و مطالعه می‌شوند. این مطالعات شامل مردم‌شناسی و معماری است. پس از تکمیل مطالعات، بنا برداشت معماری و پلاک‌گذاری می‌شود تا دوباره‌سازی آن میسر شود. پس از واچینی و انتقال مصالح به موزه، به نام اهدا کننده یا فروشنده‌ی بنا در محل طراحی شده دوباره‌چینی می‌شود. مساحت مجموعه موزه‌ای، بالغ بر 45 هکتار است، که در هسته‌ی مرکزی سایت، قرار گرفته است.[۲۲]

موزه رشت

موزه شهر رشت، سابقاً خانه میرزا حسین خان کسمائی آزادیخواه، شاعر و روزنامه نگار معروف و از رجال دوره مشروطیت و نهضت جنگل بود.موزه رشت ( تأسیس در سال 1349 ) واقع در خیابان طالقانی ـ روبروی زایشگاه دکتر فامیلی می‌باشد.درحال حاضر سه موزه رشت، میراث روستایی در سراوان و چای در لاهیجان به عنوان موزه‌های تحت نظارت سازمان میراث فرهنگی هستند

مطبوعات در گیلان

نخستین گام روزنامه نویسی در گیلان، به سال ۱۳۲۵ ه. ق.، برابر یکم مرداد ۱۲۸۶ خورشیدی باز می‌گردد. در این سال، روزنامه خیرالکلام، به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی میرزا ابولقاسم خان افصح المتکلمین در رشت انتشار یافت. پیک سعادت نسوان نخستین نشریه با گرایش چپ در ایران در سال ۱۳۰۶ به صاحب امتیازی روشنک نوعدوست در رشت منتشر می‌شد

در حال حاضر، حدود ۱۰۰ نشریه در گیلان، مجوز انتشار دارند که بیش از ۲۰٪ آنها در شهرستانهای استان گیلان (خارج از مرکز) منتشر می‌شوند ؛ ۹ روزنامه، ۲۵ هفته نامه، ۶ دوهفته نامه، ۳۰ ماهنامه، ۴ دوماهنامه، ۱۳ فصلنامه و تعدادی دوفصلنامه از آن جمله هستند. ۵۸ نشریه محلی، ۱۷ نشریه سراسری (کشوری) و ۵ نشریه بین المللی در گیلان منتشر می‌شود.

در گیلان، نشریات متعددی منشتر می‌شود که به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود:

  • هفته نامه پیام شمال

* هفته نامه تیلار

  • فصلنامه فرهنگ گیلان
  • فصلنامه گیلان
  • فصلنامه گیلان زمین
  • ماهنامه گیله وا که به زبان فارسی - گیلکی منتشر می‌شود.

دانشگاههای گیلان

 

        دانشگاه گیلان

اقتصاد گیلان

قتصاد گیلان، بر پایه کشاورزی، دامداری، صیدماهی و پرورش زنبور عسل و کرم ابریشم استوار است. مهم‌ترین محصولات کشاورزی شامل برنج و چای می‌باشد، که در شهرهای مختلف گیلان، از جمله لاهیجان و رودسر کشت می‌شوند. زیتون نیز از دیگر فرآورده‌های زراعی است که کشت آن در شهرستان رودبار رایج است. مراکز مهم صید ماهی عبارتند از بندرآستارا، بندرکیاشهر و بندرانزلی. مهم‌ترین مراکز پرورش زنبور عسل عبارتند از اشکور بالا و پایین، عمارلو، دیلمان و تالش. دامداری نیز در مناطق کوهپایه‌ای انجام می‌شود. گندم و جو، بادام‌زمینی، توتون و فندق نیز از دیگر محصولات زراعی گیلان

می‌باشند که هنوز نیز به صورت انبوه در نقاط مختلف استان کشت می‌شوند.[

صنایع دستی

فراورده‌های کشاورزی و دامی

گیلان، بدلیل آب و هوای مناسبش، دارای کشاورزی و دامپروری غنی، در سرزمین ایران، است. نام‌دارترین فراورده‌های کشاورزی گیلان عبارتند از: برنج، مرکبات، چای، فندق، بادام زمینی، سیب زمینی، خاویار، پیله ابریشم، کدو، زیتون و...

تاریخ گیلان

دوره باستانی

گردنبند ایرانی نماد سواستیکا که در گیلان پیدا شده و دارای قدمت حدود یک هزار سال قبل از میلاد می‌باشد، موزه ملی ایران

با آغاز سده بیستم میلادی، اماکن باستانی در گیلان، مانند تپه مارلیک (نزدیکی دره گوهر دشت)، مورد توجه ویژه باستان شناسان قرار گرفت. در حفاری‌های انجام شده در تپه مارلیک (که قدمتی ۳۰۰۰ ساله دارد) ظروف سفالین، مجسمه‌های کوچک از طلا، نقره و برنز و اسلحه‌های برنزی کشف شد. همچنین کاوش‌هایی که طی سالهای ۱۹۶۱-۱۹۶۲ میلادی انجام گرفت، به کشف آرامگاهی پادشاهی انجامید. کلکسیون قابل توجهی از جواهرات نیز از این آرامگاه‌ به دست آمد. طرز ساخت این اشیاء و وفور طلا و نقره در این آثار باستانی، خبر از خبرگی سازندگان و ثروتمندی مردمان گیلان میدهد.[۸] اسکندر نتوانست گیلان را فتح کند.

دوره اسلامی

به نظر می‌رسد که گیله‌ها حدود ۲۰۰۰ سال پیش وارد ساحل جنوبی دریای خزر شدند و همراه با دیلمیان در خاور سفید رود سکنی گزیدند. در هجوم عرب‌ها گیلان به اشغال آنان در نیامد. هر چند که منابع خلفا عباسی خبر از پرداختن مالیات از سوی گیلانی‌ها میدهد به نظر می‌رسد که ایشان مردمان باختر سفید رود بوده‌اند و مردم خاور سفید رود هیچگاه زیر کنترل آنها نبوده‌اند. تغییر دین به اسلام پس از ۳۰۰ تا ۴۰۰ سال از ورود آن به ایران آغاز شد. همچنین دودمان بوییان در سده چهارم از لاهیجان بر خواستند که نواحی مرکزی و غربی ایران و فارس را از تصرف خلفا آزاد کردند

گیلان در عصر صفوی

گیلان به طور سنتی از سوی مردم بومی به عنوان سرزمینی شامل دو منطقه مجزا که به وسیله سفیدرود از هم جدا می‌شوند شناخته می‌شود. نویسنده حدودالعالم از مردم دو منطقه با عنوان این سوی رودیان و آن سوی رودیان نام می‌برد و روی شخصیت ستیزه جوی مردان اش تاکید می‌کند، که در نبردهای بین روستاها که تا زمانی که سن بالا، آنان را به متعصبانی مذهبی تبدیل کند، تنها پیشه انهاست، ظاهر می‌شود. منابع جدیدتر عمدتاً به لغتهای محلی بیه پیش و بیه پس اشاره می‌کنند. (واژه گیلکی بیه به معنای آب، بازمانده‌ای از لغت قدیمی ایرانی آو است)

مناطق عمده حاکمان خود شان را داشتند که اغلب در حال جنگ با همدیگر بودند. اما با هم همکاری می‌کردند تا از نزدیکی به قدرتهای خارجی دوری کنند. کوههای بلند با گذرگاههای باریک پرپیچ و خم، جنگلهای غیر قابل تسخیر، بارانهای فراوان، و اقلیم نامناسب، موجب می‌شد فاتحان قدرتمند، خیال کنند عاقلانه‌است تا به یک نشانه اتحاد (مثلاً بازدید از بارگاه)، و پرداخت منظم خراج، قناعت کنند. بنابراین تا زمانی که موفق می‌شد یک حکومت خودمختار بماند، منطقه‌ای شد مطلوب پناهندگان سیاسی، از جمله شاه اسماعیل صفوی که در جوانی و پیش از رسیدن به قدرت به مدت ۶ سال در گیلان پناهنده شد.

گیلان، تنها منطقه‌ای در ایران بود که در دوره حکومت مغول، وقتی همه کشور واقعاً مستقل مانده بود و حتی پس از اشغال پرهزینه آن توسط الجایتو همان طور باقی ماند. هیچ حاکم مغولی به گیلان فرستاده نشد، در عوض؛ ایلخان به فرمانروای بیه پیش اجازه داد کل منطقه را زیر فرمان خود در آورد و به نشانه حسن نیت یک دختر مغول به او داد.

در اواخر سده ۱۵ و اوایل سده ۱۶ میلادی، گیلان تحت سلطه اعضای دو خاندان محلی بود. بیه پس (به مرکزیت فومن؛ و بعداً رشت)، یک منطقه سنی، که توسط امیره دباج شفیعی از خاندان دباج/عشقوند اداره می‌شد، که اصل و نسب اش را به پادشاهان ساسانی و پیش از آن می‌رساند، و در همان زمان، ادعای تبار از اسحاق نبی می‌کرد. بیه پیش (به مرکزیت لاهیجان)، عموماً شیعه، و تحت فرمان کارکیا میرزا علی، سیدی از خاندان شیعه زیدی امیرکیایی، خانواده‌ای از نسبتاً نوپادشاهان، بود، گرچه حتی یکی از اعضای آن هم در داشتن ادعای اصل و نسب ساسانی شک نداشت.

شاه اسماعیل صفوی جوان، بنیانگذار سلسله صفوی، به گیلان پناه آورد، جایی که در آن شش سال (و به گفته لاهیجی هشت سال) ماند، قبل از این که فروپاشی امپراطوری آق قویونلو، که به او فرصتی که دنبال اش بود تا تخت پادشاهی ایران را در سال ۹۰۵ شمسی تصاحب کند را داد. اسماعیل از ماندن نزد امیره اسحاق، که توسط مشاوران برای او تعیین شدن اجتناب کرد، احتمالاً به خاطر این که نمی‌توانست به یک سنی اعتماد کند. به هر حال، او به آسانی، دعوت حاکم عالی مقام وقت گیلان، کیا میرزا علی شیعه از لاهیجان را، که با آق قویونلو بارها جنگیده بود، پذیرفت. شاه اسماعیل، خشمگین از تمرد حسام الدین که به نظر می‌رسید خراج منظم را هم نپرداخته بود، تصمیم گرفت او را مجازات کند. یک ارتش صفوی از گیلان عبور کرد و شروع به تاراج این دیار کرد. گسکر و کوچصفهان فتح شدند، و ارتش وانمود کرد به سوی رشت حرکت می‌کند. حسام الدین، که به خوبی از بی رحمی شاه اسماعیل در مجازات دشمنان شکست خورده آگاه بود، که تلاش کرد تا شاه را راضی کند، از شیخ نجم الدین که در عین حال از حسام الدین هدایای باارزشی گرفته بود و هم دیگر توان تحمل بارانهای پیوسته را نداشت، خواست تا اردوکشی را خاتمه دهد. او ناگهان ترک کرد، ارتش را باقی گذاشت و به شیخ نجم الدین اجازه داد مساله را بین این دو را طبق صلاحدید خودش فرونشاند.

در ۹۳۵ خان احمد خان به قزوین، پایتخت، رفت تا تابعیت خود را به شاه طهماسب جوان اعلام کند. به ترغیب شاه طهماسب، او مذهب زیدی خود را ترک کرد و شیعه اثنی عشری را پذیرفت، مذهبی که او تلاش کرد پس از بازگشت اش به گیلان، بر رعایای اش تحمیل کند

جغرافیایی انسانی گیلان

 

برخی منابع معتقدند، چهار میلیون نفر گیلانی در منطقه زندگی می‌کنند که مذهب اصلی ایشان، شیعه علوی است.

اگرتوصیف اصیل الدین زوزنی را که درسال ۶۵۲ هجری از گیلان به دست داده مبنای تحلیل خود قراردهیم، باید بگوییم که به طور کلی تقسیمات جغرافیایی در گیلان عمومابر پایه‌ی واحد« ده» و«روستا»بنا شده بود و شهر به مفهوم واقعی د رواژه‌شناسی گیلکان دراین دوره نه فقط جایگاه اندکی داشت بلکه حتا آن را بیشتر با واژه ی «بازار» می‌شناختند که در فرهنگ گیلان بیشتر یک اتفاق موقتی بود که در هرهفته در برخی از سکونتگاه‌ها عموماًیک یا دو باردر هفته اتفاق می‌افتاد.اودرمورد تقسیمات محلی گیلان می‌نویسد که:«هرده عددخانه را دیهی گویند وهر ده دیه را صده وهرده صده را خانی وبافواه شفاهاً گویند فلان ناحیت چندین خانی است.چنان که پیداست دراین تقسیم بندی، مبنای تقسیمات محلی- جغرافیایی از واحد تعداد خانه‌وسپس ده‌ساخته شده‌است.درهمین نوشته گفته می‌شود که :«بازاریان را شهری و برزیگران را گیل گویند » پیداست که دراین زمان بازار و گوراب که تنها به صورت موقت در یک روز هفته اتفاق می‌افتاد به واژه ی شهر مفهوم واقعی می‌داد. این بدان معنی بود که شهر به مفهوم دائمی وجودنداشت بلکه با جمع شدن مردم به طور موقت در یک روز وتشکیل بازار یا «گوراب» که از همان انبوهه وگروه گرفته شده بود

جغرافیایی طبیعی گیلان

رشته‌کوه البرز، با ارتفاع متوسط ۳۰۰۰ متر، همانند دیواری در باختر و جنوب آن کشیده شده‌است. بلند مرتبه ترین ارتفاع گیلان، کوه سماموس، واقع در شهرستان رودسر است. گیلان، جز از طریق دره منجیل، راه زمینی دیگری به فلات ایران ندارد. گیلان، از طریق چابکسر با استان مازندران و از طریق آستارا با جمهوری آذربایجان، راه زمینی دارد. در قاسم آباد، فاصله دریا با کوه، به کمترین حد خود می‌رسد.

این منطقه، از شمال با دریای خزر و کشورهای مستقل قفقاز، از غرب با استان اردبیل، از جنوب با استانهای زنجان و قزوین و از شرق با استان مازندران هم‌جوار است.

طبیعت

جاذبه‌های طبیعی گیلان را می‌توان به شش بخش تقسیم کرد:

۱. سواحل دریا: شهرهای رودسر، آستارا، بندر انزلی، کلاچای، چابکسر و کیاشهر، در کنار دریا قرار دارند. طول ساحل دریا، در استان گیلان به ۲۲۰ می‌رسد.

۲. تالاب‌ها‌: تالاب انزلی، از جمله زیباترین مناظر آبی ایران است. در داخل این تالاب، جزایر زیبایی وجود دارد. تالاب انزلی، از مهم ترین تالابهای جهان محسوب می‌شود که بهمین دلیل، کنوانسیون بین‌المللی تالاب‌ها، در این شهر مورد تصویب واقع شده‌است. این تالاب، طی ۳ سال اخیر (۱۳۸۴ خورشیدی به بعد) در حال نابودی قرار گرفته‌است.

۳.رودها: بستر رودهای گیلان عمدتاً در مسیر دره‌های کوهستانی و کوهپایه‌ای که از جنگل‌های سرسبز و انبوه پوشیده شده‌اند قرار گرفته‌است.

جنگل گیلان

۴.جنگل‌ها: جنگل‌های لنگرود در لیلا کوه، جنگل‌های تالش، جنگل‌های لاهیجان و جنگل‌های دیلمان از جمله جنگل‌های زیبا و دیدنی گیلان است.

۵.آب‌های معدنی:

  • چشمهٔ آب گاز سنگرود؛ در روستای سنگرود از توابع دهستان عمارلو شهرستان رودبار قرار دارد.
  • چشمه کلشتر رودبار؛ این چشمه حدود یک کیلومتر پایین‌تر از سد سفیدرود در فاصله پانصدمتری جاده اصلی قزوین به رشت قرار دارد.
  • چشمه آب معدنی ماسوله؛ در ابتدای ورودی شهر تاریخی ماسوله در کنار پارک شهر قرار دارد.
  • چشمه چشماگل؛ در روستای طالم از توابع سنگر قرار دارد.
  • چشمه ماستخور؛ در روستای ماستخور نزدیک رودبار در جبهه غربی سد منجیل قرار دارد.
  • چشمه آب معدنی سجیران؛ در اشکور بالا، نزدیکی روستای سجیران واقع است.

۶. دریاچه ها: بزرگ‌ترین دریاچه جهان (دریاچه خزر)، در شمال این استان واقع شده‌است. در جنوب شهر آستارا نیز یکی از دریاچه‌های زیبای ساحلی گیلان در مساحتی کوچک قرار دارد.

همچنین دریاچه اصلی سد سفیدرود که در دره‌های جنوبی و غربی بخش منجیل از شهرستان رودبار تشکیل شده‌است، نخستین منظره آبی برای مسافرینی است که از جاده قزوین وارد گیلان می‌شوند.

تالاب بوجاق در انتهای روخانه سفید رود و در شرق و غرب مصب این رودخانه و در شمال بندر کیاشهر قرار گرفته‌است این تالاب جزو تالابهای فهرست کنوانسیون رامسر است این تالاب مامن پرندگان زیبای مهاجر است که گذران زندگی طبیعی را در آن می‌گذرانند چنگر خوتکا مرغابی وحشی کلاگن پلیکان جزو پرندگان عمومی این تالاب محسوب می‌شوند شکار پرندگان از جمله فعالیتهای اکو توریستی در منطقه محسوب می‌شود.

ییلاقات

مناطق ییلاقی گیلان که در حال حاضر بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرند، عبارت اند از:

  • ییلاق‌های واقع در مسیر دره رودخانه پل رود شهر کلاچای؛ دره بسیار زیبای پل رود، پس از گذشت از روستای دیماین به نواحی ییلاقی این ناحیه می‌رسد. دره پل رود به دو شاخه تقسیم می‌شود و هر یک به ییلاق‌های واقع در مسیر خود می‌رسد.
  • ییلاق‌های دیلمان و اسپیلی؛ ییلاق‌های این ناحیه، هم از نظر چشم‌انداز و هم از نظر آثار تاریخی و فرهنگی دارای اهمیت بسیار است.
  • ییلاق‌های نواحی رودبار؛ این ییلاق‌ها را می‌توان به دو قسمت تقسیم کرد: نخست ییلاق‌های واقع در شرق سفیدرود که عمدتاً در بخش عمارلو، توتکابن و پره‌سر قرار دارند.
  • ییلاق‌های تالش و آستارا؛ ماسوله جنوبی‌ترین ییلاق تالش است و پس از آن ییلاق‌های ماسال و شاندرمن قرار دارند. ییلاق تالش دولاب، ییلاق مریان، ییلاق سوباتان در این منطقه از این زمره‌اند. شهر آستارا از طریق گردنه حیران به نواحی ییلاقی آستارا مربوط می‌شود.

آب و هوا

رشت
نمودار آب و هوا (راهنما)
ژ ف م آ م ژ ژ آ س اُ ن د
 
 
۱۶۶
 
۱۳
۴
 
 
۱۷۱
 
۱۸
۸
 
 
۲۳۰
 
۲۲
۱۳
 
 
۱۴۳
 
۲۷
۱۷
 
 
۷۴
 
۳۰
۲۰
 
 
۴۰
 
۳۰
۲۰
 
 
۳۸
 
۲۸
۱۸
 
 
۵۳
 
۲۴
۱۴
 
 
۶۲
 
۱۹
۹
 
 
۱۱۱
 
۱۳
۵
 
 
۱۱۹
 
۱۰
۳
 
 
۱۴۸
 
۱۰
۲
میانگین بالاترین و پایین ترین دما به مقیاس سانتیگراد
بارندگی به مقیاس میلی‌متر

آب و هوای گیلان، معتدل مدیترانه ای و ناشی از آب و هوای کوهستانی البرز و دریای خزر است.

همچنین، به علت فراوانی نزولات جوی در گیلان، شهر رشت را شهر باران می‌نامند. آب و هوای این استان، از رطوبت زیادی برخوردار است.

جغرافیای سیاسی گیلان

جغرافیای سیاسی

یک سال پس از تصویب متمم قانون اساسی یعنی در سال ۱۳۲۵ هجری قمری تشکیل ایالات و ولایات به تصویب دومین دوره قانونگذاری مجلس شورای ملی رسید. در این قانون ولایت چنین تعریف شده‌است: قسمتی از مملکت که دارای یک شهر حاکم‌نشین و توابع باشد اعم از اینکه حکومت آن تابع پایتخت یا تابع مرکز ایالتی باشد. در آن زمان گیلان جز ۱۲ ولایت ایران بود. پس از این قانون اولین قانون تقسیمات کشوری در آبان ماه ۱۳۱۶ حورشیدی، تهیه و تصویب شد. بر اساس این قانون ایران به استان‌های شمال، غرب، جنوب، شمال غرب، شمال شرق و مکران تقسیم شد. بر طبق این تقسیم‌بندی شهرستان گیلان از توابع استان شمال بود و شامل مناطق زیر بود:
  1. حومه فومنات، صومعه‌سرا، لشت‌ نشا، کوچصفهان (مرکز: کوچصفهان)
  2. پهلوی، چهار فریضه، خمام، عسگر (مرکز: بندر پهلوی)
  3. لاهیجان، رانکوه، دهشال (مرکز: لاهیجان)
  4. گرکانرود، اسالم، توالش (مرکز: گرکانرود)

این تقسیم‌بندی هم چند ماه بیشتر دوام نیاورد و در ۱۹ دی ماه همان سال مصوبه قبلی اصلاح شد و استان‌های ایران به استان‌های یکم تا دهم تغییر پیدا کردند.

گیلان جز شهرستان‌های استان یکم بود. و شامل هشت بخش رشت، فومنات، رودبار، لاهیجان، بندر پهلوی، توالش و لنگرود بود.

از ۲۱ اردیبهشت ماه ۱۳۳۹ با توجه به مادهٔ ۱۳ قانون وظایف و اختیارات استانداران (دولت مکلف است با توجه به سابقه تاریخی نام استان‌ها را تعیین و اعلام کند) نام استان یکم به استان گیلان تبدیل شد. در ۷ بهمن سال ۱۳۴۰ شهرستان اراک از استان گیلان جدا شد و به استان تهران ملحق شد. شهرستان زنجان نیز که تا تاریخ ۶ مرداد سال ۱۳۴۸ از توابع استان گیلان بود، از گیلان جدا شد.

بر طبق آخرین تغییرات استان گیلان ۱۶ شهرستان، ۴۹شهر، ۴۲ بخش و ۵۱۶ دهستان و ۳۰۴۳ آبادی (روستا، مزرعه، مکان)دارد.

شهرستانهای این استان، در حال حاضر، عبارتند از: شهرستان آستارا، شهرستان آستانه اشرفیه، شهرستان املش، شهرستان بندر انزلی شهرستان تالش، شهرستان رشت، شهرستان رضوانشهر، شهرستان رودبار زیتون شهرستان رودسر، شهرستان سیاهکل، شهرستان شفت، شهرستان فومن شهرستان لاهیجان، شهرستان لنگرود، شهرستان ماسال

موقعیت گیلان

استان گیلان
موقعیت
نقشهٔ ایران که در آن گیلان مشخص شده است.
اطلاعات
مرکز استان:رشت
مساحت : ۱۴٬۰۴۲ ک‌م۲
جمعیت(۱۳۸۵):
 • پراکندگی :
۲٬۳۸۱٬۰۶۳
 ۱۷۲/ک‌م۲
شمار شهرستان‌ها: ۱۴
منطقه زمانی: IRST (UTC+۳:۳۰)
  -تابستان (دی‌اس‌تی): IRST (UTC+۴:۳۰)
زبان(های) اصلی: گیلکی، تالشی و فارسی

استان گیلان از استان‌های جمهوری اسلامی ایران، به مرکزیت كلانشهر رشت است. این استان شامل مناطق سرسبز شمال غربی رشته‌کوه البرز و بخش غربی کرانه‌های جنوبی دریای خزر می‌باشد.[۱] طبیعت گیلان، پوشیده از جنگل و دارای آب و هوای معتدل و مرطوب است.

گیلان از پنج بخش بیه پیش، بیه پس، طالش و بخش هایی از سرزمین های طارم و طالقان علیا (که در قدیم، از آنها به دیلمان، گیل ها، کادوسپیان، کاسپینا و قلمروامردان یاد می شده است.) تشکیل شده است. درباره اسم گیلان و معانی واژه گیل، نظرات مختلفی ابراز شده است. لغت نامه دهخدا گیلان را ماخوذ از واژه "گیل" به اضافه پسوند "ان" دانسته و افزوده است در پهلوی Gelan به معنی مملکت گل ها و نزد یونانی ها Gelae بوده است.[۲]